آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
479
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
اين شاهزاده مزدكى را بر تخت ايران جاى داده ، خسرو را از سلطنت محروم كنند . اين آخرين قطرهء بود ، كه جام صبر را لبريز كرد . اگرچه همه اقوال تئوفانس را ، كه در اين باب مىبينيم ، نبايد صحيح بشماريم ، ولى روايتى كه ملالاس و تئوفانس ذكر كردهاند ، مشتمل بر حقيقت تاريخى هست . اين دو مورخ مطالب خود را از بستگر « 1 » ايرانى گرفتهاند « 2 » ، كه بعد از اين حوادث بدين نصارا گرويده و تعميد يافته و نام تيموته « 3 » گرفته است . دولتيان طريقه را ، كه بارها تجربه شده بود ، پيش گرفتند . انجمنى از روحانيان دعوت كردند « 4 » و اندرزگر مزدكيان را با ساير رؤساء فرقه به آنجا خواندند و گروهى
--> ( 1 ) - Bastagar ( 2 ) - جز در اينمورد از مقام بستگر اطلاعى نداريم . ( 3 ) - Timothe ( 4 ) - بنابر قول تئوفانس كواذ انجمن علمى تشكيل داد و چنين وانمود كرد ، كه ميخواهد بر وفق ميل مزدكيان كاوس پذشخوار شاه را وليعهد نمايد . اين روايت قابل قبول نيست ، زيرا مستلزم آنست . كه در اين تاريخ نيز كواذ تمايلى بمزدكيان داشته باشد . بنابر منابعى ، كه اصل آنها از خوذاى نامگ است و منابعى ، كه مأخوذ از افسانه مزدك مىباشد ، در آن مجمع مباحثات مذهبى بسيار شده ، و مؤيد اين مطلب وهمنيشت پهلوى است ( 1 ر 8 - 6 ، وست ، متون پهلوى ج 1 ، ص 193 و بعد ؛ متن پهلوى اين عبارت در يادداشتى از كتاب دينكرد مذكور است . چاپ پشوتن . ج 2 ، ص 24 ، يادداشت 1 ) ، كه مطالب آن در اين باره ، ظاهرا نقل از يكى از تفاسير اوستا است ، كه در زمان ساسانيان نگاشتهاند . اين قسمت مباحثات و مناظرات ظاهرا در هر موقع ، كه قلع فساد يكى از فرق ضاله لازم ميشده ، متداول ميگرديده است . بديهى است نتيجه قبلا معلوم بوده است . درست است ؛ كه شرح مجادله علنى بين مانى و موبدان موبد ( بالاتر ، ص 421 ) مورد ترديد است ، اما در اعمال شهداى سريانى بسيارى از مجادلات و مناظرات بين عيسويان و زردشتيان مسطور است . بعدها در دوره اسلامى اين عادت قديمى ايرانيان ، دوباره از طرف مأموران خليفهء معمول گرديد . ( ر ك ، ابو المعالى ، شفر ، متون فارسى ، ج 2 ، ص 145 و ما بعد ، ترجمه هانرى ماسه ، مجله تاريخ اديان 1926 ص 21 و رساله پهلوى گجستگ ابالش چاپ بارتلمى Barthelemy ) .